Steve_3

دایره تحریف واقعیت، جادوی استیو جابز

جابز دارای شخصیتی ساحر گونه بود. دایره تحریف واقعیت جابز زمانی ظاهر میشد که در استیو در ذهنش تصویری آینده‌نگر اما غیر منطقی داشت. شما پیش خودتان می گفتید که این نمی‌تواند راست باشد ولی یک جوری به واقعیت بدل می‌کرد
اعضای گروه مکینتاش در دایره تحریف واقعیت استیو به دام افتاده بودند. تقریباً همه هیپنوتیزم شده بودند قدرت شگرف تحریف واقعیت پدیده ای که استیو جابز را قادر میساخت گروهش را تشویق به ایجاد انقلابی اساسی در تاریخ کامپیوتر کنند. اساس تحریف واقعیت این اعتقاد است که قوانین جاری شامل حال ما نمی شود او در کودکی اغلب قادر به تغییر واقعیت به نفع خودش میشد. تمرد و خونسردی در شخصیتش ریشه دوانده و این احساس را که خاص و برگزیده، هدایت کننده و دارای فکر روشن است در ذهنش تثبیت کرده بود.
جنبه کلیدی در جهان‌بینی جابز روش صفر و صد در دسته‌بندی چیزها بود. برای او آدم‌ها یا روشنفکر بودند یا عوضی. کارشان یا عالی بود یا کاملاً گند. او از نظر هیجانی-احساسی فوق العاده بود و قادر بود ذهن دیگران را بخواند و قدرت‌ها و ضعف‌های روانی شان را دریابد. قربانی های خاموش جامعه را از طریق ضربه های احساسی ناگهانی دستپاچه و به خوبی شناسایی می‌کرد. به طور غریزی کلک زدن افراد و یا راستگو بودن ایشان را متوجه میشد.این توانایی او را استاد شوخ طبعی، ترغیب و چاپلوسی کرده بود.اخلاق سخت و پیچیده جابز غایتی هم داشت آنها که در مقابلش شکست نمی خوردند عاقبت قوی‌تر می شدند و کار بهتری ارائه می‌کردند. اعضای گروه مکینتاش این مورد را می‌دانستند از ۱۹۸۱ به بعد هر سال آن کسی که می توانست بهترین مقاومت را در برابر جابز نشان دهند برنده جایزه ویژه ای میشد. رفتار خشن جابز تاحدی به خاطر کمال گرایی و تا حدی هم به خاطر ناشکیبایی در مقابل کسانی بود که کیفیت را فدای عرضه به موقع محصول می کردند نتیجه این نوع رفتار جابز باعث شد که تک تک اعضای گروه به انجام کارهای غیرممکن ایمان بیاورند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *